- بهمن 1387 (7)
- اسفند 1387 (6)
- فروردین 1388 (5)
- اردیبهشت 1388 (3)
- خرداد 1388 (6)
- تیر 1388 (13)
- مرداد 1388 (11)
- شهریور 1388 (4)
- آذر 1388 (2)
- دی 1388 (5)
- بهمن 1388 (2)
- اسفند 1388 (3)
- فروردین 1389 (5)
- اردیبهشت 1389 (8)
- خرداد 1389 (4)
- تیر 1389 (1)
- شهریور 1389 (1)
- بهمن 1389 (1)
- اسفند 1389 (1)
- فروردین 1390 (1)
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
سلام.ببخشید یه مدت نبودم.کامپیوترم ترکید.رسمه که پست تولدبنویسیم.
۱۷سال پیش همچین روزی یه نی نی کوچولو و ریزه میزه به دنیااومد.قرار نبودبیاد.کسی نمیخواستبیاد.چون ۱سال و نیماختلاف سنکمی بودو مامانیش ازپس دوتا کوچولو بر نمیومد.
حتیقراربود اون بچه بره.اماقسمت بود که بیاد تابشه خواهرمریم و علی.آبجی یلدایاینترنتی مصطفی.ترو اگزمپل مریم.دوست جون مونس.
داشتم میگفتماین بچه ی بد موقعخیلیزود باشیرینزبونیو شیطنتاش خودش رو تو دل همه جا کرد.قیافه اش شکل موش بود(دوست داشتم عکسبچگی هام رو بذارم ببینین )
خلاصهاین نی نی کوچولو بزرگ شد و یهزندگی پر هیجان رو شروع کرد.و شد عزیز دل مامانیش.وبگی نگی یکم هم لوس شدا.
این نی نی بزرگشدتا شد۱۶سالش.۱۶سالگی واسش یه خواب بود.روز تولدش نحس بود.خودش گریه میکرد.خیلی از خس و خاشاک ها گریه کردن.روز تولدش شروع بدبختی هابود.سالی که نکوست ازبهارش پیداست.این دختر کوچولو که حالابزرگشده بود اون سال از بینرفت.چیزی ازش نموند.کشتنش چون عشقشرو ازش گرفتن.......
امسال رودوست دارم.امیدوارم۱۷سالگی واسم خوش یمن باشه.
راستی من شاید تو تابستون نیام نت .دلم واستون تنگمیشه.حالا تو تابستون شاید بتونم مامان اینا رو راضیکنم بیان تهران تا یه قراروبیبذاریم(دعاکنین)شماهم اگه اومدینمشهدمیتونم ببینمتون.
خبدیگه من برم.
ببخشید اگهجالب نشد.تو کافی نتنوشتنمنمیاد.تازه فاصله همنمیزنه.ساری.
دوستتون دارم.باااااااای
پی نوشت:همیشهاولین تبریک تولد(به جز پیشاپیشها)یاد آدممیمونه.فکر میکنی کی به من اولیش رو گفت؟ساعت۱۱خاله شادونه.
